بحری ست محیط غم که در خون
یازد نفس شناوران را
چون بیضه شکسته، صعوهٔ عشق
پرواز عقاب شهپران را
آن غنچه دهان که شرم لعلش
بر بسته زبان، سخنوران را
آورده به جوش خون حسرت
عنّاب تو بسته شکّران را
مژگان کجت لوای قامت
خم ساخته، تیغ جوهران را
بسته ست نگاهت از کسادی
بازارچه ٔ ستمگران را
خامش نشود زبان ز شکرت
چون خامه، بریده حنجران را
هر پارهٔ دل ز تاب مهرت
اخگر شده، سینه مجمران را
چون گل، زده چاک فرقت تو
جیب و بغل سمن بران را
صهبای حیات بخشد از نطق
یاقوت تو روح سروران را
یاد مژهٔ جگر فشارت
چنگال شکسته اژدران را
دست از دامان کبریایت
افتاده قصیر، قیصران را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف فضای غمناک و پر از احساسات عمیق پرداخته و از عشق و دلتنگی سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویری مثل پرواز عقاب و غنچههای شرم، به بیان حال و هوای عاشقانه و عاطفی خود میپردازد. او به نقش چشمها و مژگان معشوقهاش نیز اشاره میکند و از آنها به عنوان عاملی برای ایجاد حسرت و اندوه در دل یاد میکند. در کل، شعر به بیان ترسیم عشق و تأثیر آن بر روح و روان عاشق میپردازد و بر جدایی و غم ناشی از آن تاکید دارد.
هوش مصنوعی: دریایی از غم پیرامون است که وجود انسانها غرق در آن است.
هوش مصنوعی: عشق مانند پرندهای است که با شکستی مشابه بیضه، نمیتواند پرواز کند و به عرش آسمانها برود. این تصویر به نوعی نشاندهنده محدودیتها و موانعی است که عشق ممکن است در مسیرش با آن روبرو شود.
هوش مصنوعی: این غنچه که به خاطر زیبایی و سرخیاش از صحبت کردن شرم دارد، زبان گویندگان را به سکوت میکشاند.
هوش مصنوعی: خون حسرت در دل به جوش آمده، نه تنها به خاطر تو، بلکه به خاطر درد دوری و نبودن تو، و این احساس تلخ را بر دل شکّران (عاشقان) سنگینی میکند.
هوش مصنوعی: مژگان کج تو مثل پردهای است که بر قامت خمیدهات افتاده و به تیزی و ظرافت شمشیرهای گرانبها اشاره دارد.
هوش مصنوعی: نگاه تو باعث شده که بازار ستمگران از کسادی و بیحالی رنج ببرد.
هوش مصنوعی: زبان همانند قلمی که از آن برای نوشتن استفاده میشود، اگر از شکر گفتن باز بماند، دیگر نمیتواند به درستی بیان کند و مانند حنجرهای که بریده شده، قادر به سخن گفتن نخواهد بود.
هوش مصنوعی: هر قسمت از دل من به خاطر عشق تو، مانند آتش سوزان است، و سینهٔ محافظانی که در گدازههای عشق تو هستند، در حال سوختن است.
هوش مصنوعی: چون گل، به خاطر دوری تو، دلم به شدت شکسته و به یاد تو در جیب و آغوشم عطر سمن را حفظ کردهام.
هوش مصنوعی: نفس روحبخش و حیاتآور تو مانند کلام یاقوت، زندگی و سرور را به دیگران میبخشد.
هوش مصنوعی: یاد مژههای تو در دل حسرت و اندوهی عمیق را به همراه دارد که مثل چنگالهای شکسته یک مار بزرگ، درد و تلخی و شکست را نمایان میکند. این یادآوری در من احساس ناخوشایندی ایجاد میکند.
هوش مصنوعی: من از دامان بزرگواریات جدا شدهام، ای کسی که برتر از دیگران هستی، حتی برتر از قیصران.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صبح است کمانکش اختران را
آتش زده آب پیکران را
هنگام صبوح موکب صبح
هنگامه دریده اختران را
بر صرع ستارگان دم صبح
[...]
آتش زده ایم اختران را
افروخته شمع خاوران را
پرورده، در آستین مژگان
اشکم، دریای بی کران را
از محشر داغ سینهٔ من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.