گنجور

 
حزین لاهیجی
 

بود بر محملم، دل چون درایی

مرنج از من، اگر سنجم نوایی

نفس در پردهٔ دل می سراید

ز سعدی نکته درد آشنایی

غرض نقشی ست کز ما باز ماند

که هستی را نمی بینم بقایی

مگر صاحبدلی روزی به رحمت

کند در حق مسکینان دعایی