گنجور

 
حزین لاهیجی
 

گفت یاری، حزین بی دل را

خلق را در فساد می بینم

همه مست شراب کبر و حسد

همه غرق عناد می ببنم

وه چه آمد چه شد که نیکان را

بدتر از قوم عاد می بینم؟

گفتم ای دوست، ترک عربده کن

در تغافل، سداد می بینم

غمی از هیچ نیست یاران را

جنس غیرت کساد می بینم

...خرشان اگر حواله کنی

از دهنشان زیاد می بینم