گنجور

شمارهٔ ۱۸ - حال ابنای زمان

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » قطعات
 

حیرتی دارم حزین از حال ابنای زمان

کودنی چند، از چراگاه کمی و کوتهی

پوزهء دعوی گشاده ستند در میدان لاف

مبتدی ناگشته، چون گشتند یا رب منتهی؟

دیده از بینش معرا، سینه از ادراک پاک

قلب از جان بی نصیب و صورت از معنی تهی

نیروی موری نه و با شیرمردان در مصاف

رتبهٔ کاهی نه و در جلوه با سرو سهی

غول صحرای غوایت دیو کهسار هوا

کور مادرزاد جهل و خضر راه گمرهی

موج را کرده خلاص از خجلت سرگشتگی

قطره را آورده بیرون از حجاب بی تهی

معنی کامل عیاران خرد را کرده مسخ

در دکان معرفت، قلاب زر ده دهی

جز تکبر فهم ناکرده ز ما و انما

غیر های و هو ندانند از ضمیر هو و هی

خامه ز ایشان در عذاب و صفحه ز ایشان در و بال

بی حصول درک معنی از خهیّ و از زهی

مردم آرایند و شرم این و تمیز و فهم این

می نخواهد دید دنیا، بعد ازین روی بهی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور