دلم، شب بر خس و خاشاک کویش تا سحر غلتد
چو آن شبنم که درگلزار، برگلهای تر غلتد
نه پای رفتن و نی دست دامنگیریش دارم
درین بی دست و پایی ها، مگر اشکم به سر غلتد
درین بزم آن قدر از خود، ز خودکامی طمع دارم
کزین پهلو سپند من، به پهلوی دگر غلتد
سرت گردم، مکن منع از تپیدن، نیم بسمل را
رسد عاشق به آرامی، چو در خون جگر غلتد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر حاکی از احساس عمیق شاعر نسبت به عشق و دلتنگی است. شاعر آرزو دارد که مانند شبنم در باغ گلها در شبهای کوی معشوق غلت بزند و در این حالت رهایی از درد و غم خود را تجربه کند. او میگوید که در این حالت بیدستی و بیپایی، تنها اشکش میتواند به آرامش برسد. همچنین، شاعر از خودخواهی خود در عشق میگوید و میخواهد که در این بزم با معشوقش ارتباطی عمیق و نزدیکتر برقرار کند. او از معشوق میخواهد که مانع از تپیدن قلبش نشود، چرا که عشق او به آرامش میانجامد.
هوش مصنوعی: دل من در شب، مانند شبنمی که روی گلهای تر در باغ میغلتد، تا صبح بر علفها و خاک کوی محبوبم غلت میزند.
هوش مصنوعی: در این دنیا نه قدرت رفتن دارم و نه توانایی کمک گرفتن از کسی. تنها چیزی که از من برمیآید این است که اشکهایم را بریزم.
هوش مصنوعی: در این مهمانی، به اندازهای از خودخواهی و خوشی میخواهم که از سمت من، شخص دیگری هم به سمت دیگر بیفتد و خوشی را تجربه کند.
هوش مصنوعی: ای کاش که تو مانع از تپیدن قلب من نشوی، زیرا عاشق با دل شکسته، به آرامش میرسد وقتی که در خون جگر خود غوطهور میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو ترک مست من هر لحظه ای سوی دگر غلتد
شود نظارگی دیوانه و زو مست تر غلتد
به چوگان بازی آن ساعت که توسن را دهد جولان
به میدان در خم چوگانش از هر سوی سر غلتد
ز گرد آلوده روی آن سوار من همی خواهد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.