گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
امیر معزی

امروز بتم تیغ جفا آخته دارد

خون دلم از دیده برون تاخته دارد

او را دلم آرامگه است و عجب این است

کارامگه خویش برانداخته دارد

صد مشعله از عشق برافروخته دارم

[...]

سنایی

با من بت من تیغ جفا آخته دارد

صبر از دل من جمله برون تاخته دارد

او را دلم آرامگه‌ست و عجبست این

کارامگه خویش برانداخته دارد

صد مشعله از عشق برافروخته دارم

[...]

حزین لاهیجی

آتشکده ای در جگر سوخته دارم

زان حسن گلوسوز، که بی ساخته دارد

ز نگار خط شوخ تر از جوهر شمشیر

بر آینه عارض پرداخته دارد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه