بردم به لحد زان رخ افروخته، داغی
حاجت نبود تربت ما را به چراغی
گر خشک لبم، بادهکش ساغر عشقم
دل را به لب، از هرگل داغی ست ایاغی
کیفیت صهباست به جام سخن من
ای باده گساران، برسانید دماغی
راه سر آن چشمه که گم کرد سکندر
ما تا در میخانه رساندیم سراغی
از تربت ما می گذرد یار، سبکبار
ای بارکشان غم دل، لابه و لاغی
شمعی که نه در پرتو رخسار تو سوزد
در دیدهٔ پروانه نماید، پر زاغی
وصل ار نبود، راه خیال تو نبسته ست
باز است به روی دل تنگم، در باغی
داغ دل ما، از نفس گرم شکفته ست
ای لاله، تو افروختهای دامن راغی
پرسی چه ز آتشکدهٔ عشق، حزین را؟
زاهد، تو به راحتکدهٔ کنجِ فراغی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و اندوه وجود انسان میپردازد. شاعر از داغ عشق و التیام نیافتن دلش سخن میگوید و به ناتوانی در یافتن روشنایی و آرامش در زندگی اشاره میکند. او به میخانه و پیالهای که باده عشق را به او میدهد، گریز میزند و از زیباییها و خاطرات یار یاد میکند. عشق و دوری از محبوب، درد و شوق عمیقی را در دلش برانگیخته و او به نوعی در جستجوی آرامش و وصال است. شاعر در نهایت بیان میکند که قلبش به روی یاد معشوق باز است و در پی رسیدن به او تلاش میکند.
هوش مصنوعی: به خاطر چهرهی درخشان او، مرا به سوی قبر بردند، نیازی به روشن کردن چراغی برای توجه به خاک ما نبود.
هوش مصنوعی: اگر لبهایم خشک باشد، ولی کسی که باده عشق را میآورد، دل مرا به لب میرساند، این دل از هر گلی داغتر است.
هوش مصنوعی: بادهنوشان، به من بگویید که چگونه در کلام من همانند شراب لذتبخش است.
هوش مصنوعی: سکندر برای رسیدن به چشمهای که گم کرده بود، راهی را در پیش گرفت که ما را به میخانه هدایت کرد و در آنجا دنبال آن چشمه بودیم.
هوش مصنوعی: یار از روی قبر ما میگذرد، بیتکلف و بیدغدغه. ای کسانی که بار غم دل را بر دوش دارید، فقط ناله و آه میکنید.
هوش مصنوعی: شمعی که بدون نور چهرهٔ تو میسوزد، در چشم پروانه مانند پر یک زاغ به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: اگر به وصال نرسیدهام، اما خیال تو همیشه با من است. در دل تنگم برای خاطرات تو همچنان فضای باز و باغی وجود دارد.
هوش مصنوعی: دلتنگی و ناراحتی ما به خاطر حرارتی است که از نفس تو به وجود آمده است، ای لاله زیبا، تو با جذابیت و شور و شوقت، دامن این گلزار را پر از حرارت و شادابی کردهای.
هوش مصنوعی: وقتی از حزین میپرسی دربارهٔ آتشکدهٔ عشق، باید بدانی که زاهد، تو در گوشهٔ آرامش و راحتی نشستهای و نمیدانی عشق چه شور و شوقی دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
برخیز نگارا و برافروز چراغی
بر سوز بخوری ز پی ضعف دماغی
بفرست به خم خانه و جامی دو طلب کن
گر بایدت از روح امین ساخت اُلاغی
دانی که چه گفتم به اشارت سبک و چست
[...]
من باد نخواهم که وزد بر چو تو باغی
تا از تو نسیمی نرساند به دماغی
خوش دولت مرغی که خورد بر ز تو، ماییم
کز دور خرابیم به بویی چو تو باغی
گر خواه به بازار شوم، خواه به بستان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.