گنجور

شمارهٔ ۸۸۸

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

در دیده و دل، از دل و از دیده جدایی

بی جایی و چون می نگرم در همه جایی

لب باده چکان، جلوه چمان، طرّه پریشان

آشفته چنین، بر سر بازار چرایی؟

گه در جگر گرمی و گه بر مژهٔ تر

گه در شکن آه منی، در چه هوایی؟

هم شیشه و هم ساغر و هم باده و هم مست

هم ساقی و هم نایی و هم نای و نوایی

بر تارک سر هوشی و در پردهٔ دل، راز

در دیدهٔ سر، نوری و در سینه، صفایی

نظّاره کنان از نظر عشق، به حسنی

رخساره نهان، در شکن زلف دوتایی

گه معتکف خلوت و گه شاهد محفل

گه بارکش خرقه و گه زیر قبایی

در حدّ اشارات، تو هم مایی و هم من

در محو اضافات، برون از من و مایی

مست است حزین ، امشب از آن ساقی سرمست

مطرب، بزن این پرده، به آهنگ رسایی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر