گنجور

شمارهٔ ۸۶۱

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

به قید آب وگل ای جان ناتوان چونی؟

دپن کهن قفس ای سدره آشیان، چونی؟

تو شمع محفل انسی به تیره وحشتگاه

تو زبب ىسند قدسی، بر آستان چونی؟

عنان گسسته، تو را بحر جود میجوید

به ریگ بادیه، ای ماهی تپان چونی؟

زلال خضر، تو را، سینه چاک می طلبد

نفس گداخته، دنبال کاروان چونی؟

به جلوه بود، مدار تو شوخ چشم شرار

نشسته در دل سنگ، ای سبک عنان چونی؟

تو رشک یوسف مصری، فتاده در چه تن

تو بازکنگر عرشی، به خاکدان چونی؟

فروغ حسن تو را آفت زوال نبود

به عقده ذنب ای مهر خاوران چونی؟

هلاک شیوه شوخی شوم که گفت، حزین

جدا ز وصل من ای زار خسته جان چونی؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان