گنجور

شمارهٔ ۸۶

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

ز لوح حکمت اندیشان بگو خونین درونان را

که صدره شسته طفل اشک من چون مشق یونان را؟

غبار از تربتم چون بید مجنون می کشد بالا

سرافرازی بود افتادگی، طالع نگونان را

چه باید کرد مشت خون خود را؟ مضطرب حالم

سرافرازان نمی خواهند پامال زبونان را

به بند غیر تا باشد، بود دیوانگی ناقص

ز موی سر بود زنجیر پا، کامل جنونان را

نکویان را به خون زاهد و عاشق بود دستی

شراب مذهب و مشرب، حلال این ذوفنونان را

بخار از ارض، با جذب طبیعی بر نمی خیزد

چنین کز خاک ره برداشت چرخ سفله دونان را

حزین ، از معجز لعل که تعلیم سخن داری؟

خروشت، مهر بر لب می زند جادوفسونان را



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان