خصم آسودگیم، ای غم جانان مددی
داغ جمعیتم، ای زلف پریشان مددی
عقده ها، پیش ره، از آبلهٔ پا دارم
دستم و دامنت، ای خار بیابان مددی
رنگ زردی، به شراب از رخ من نتوان برد
چه کنم گر نکند سیلی اخوان مددی؟
خارخاری ست شب هجر تو در پیرهنم
به تغافل مزن، ای شعلهٔ عریان مددی
جلوه ای گر نبود، کوشش موسی چه کند؟
سخت سرگشته ام، ای آتش سوزان مددی
دل به ظلمتکدهٔ هند، غریب افتاده ست
چه شود گر رسد، از شاه غریبان مددی؟
تا به کی خون به دلم، هند جگرخوار کند؟
جرعه نوش توام، ای ساقی مستان مددی
هست دل را سر مستانه به خون غلتیدن
چشم دارم که کند، عشوهٔ پنهان مددی
چون زنان حجلهٔ تن، چند نشیمن سازم؟
سخت درمانده ام، ای همّت مردان، مددی
چند در شام زند غوطه، صفای صبحم؟
دم یاری بود، ای گردش دوران مددی
سخت از پردهٔ ناموس به تنگ است حزین
گل رسواییم، ای چاک گریبان مددی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بار حسی عمیق و احساسی از دلتنگی و غم را منتقل میکند. شاعر از درد و رنجی که در فراق معشوق احساس میکند، صحبت میکند و از او درخواست کمک و یاری میکند. او به زخمها و مشکلاتی که دارد اشاره میکند و ناامیدیاش را نسبت به شرایط زندگی بیان میکند. همچنین، احساساتی از عشق و آرزوها را در کنار دردهایش مطرح میسازد. در نهایت، دعوت به همت و یاری از دیگران و یادآوری چالشهایی که با آن مواجه است، در شعر مشهود است.
هوش مصنوعی: ای غم جانان، برای آسایش من کمک کن، و ای زلف پریشان، در این جمع تاخت و تاز کمکم کن.
هوش مصنوعی: من به مشکلات و دردسرهایم اشاره دارم، گویی که بر اثر درد آبله در پاهایم تحمل زیادی پیدا کردهام. ای خار بیابان، امیدوارم که به من یاری برسانی.
هوش مصنوعی: اگر رنگ زردی به دلیل شراب از چهرهام نمیتواند برود، چه کار کنم اگر اخوان به یاری من نیایند؟
هوش مصنوعی: در شب جداییات، درد و غمی مانند خار به وجودم نفوذ کرده است. خواهش میکنم به خاطر بیتوجهیهای من، مرا سخت ناز نکن و به من کمک کن، ای شعلهٔ زنده و پرحرارت.
هوش مصنوعی: اگر جلوهای وجود نداشته باشد، چه کار میتواند موسی انجام دهد؟ من در سختی و سردرگمی هستم، ای آتش سوزان، به من کمک کن.
هوش مصنوعی: دل در تاریکی و بیخبری به سر میبرد و از دنیای دورافتاده و غریبی رنج میبرد. چه میشود اگر کمکی از سوی شاهی که حامی بیپناهان است به این دل برسد؟
هوش مصنوعی: چقدر باید ادامه دهم که غم در دلم بماند و زندگیام را تلخ کند؟ ای ساقی، تو که نوشیدنیهای خوشمزه را به دست میدهی، مرا یاری کن.
هوش مصنوعی: دلِ شاد و سرمست من آرزو دارد که در خون خود بغلتد، و چشمانم امید دارند که از عشق پنهان به من کمک کند.
هوش مصنوعی: چرا باید برای وجودم مثل زنان، چندین جا برای زندگی بسازم؟ من به شدت در تنگنا و درماندگی هستم، ای مردان با اراده، کمکم کنید.
هوش مصنوعی: چند بار در شبنم صبحگاهی غوطهور شوم؟ ای زمانه، در لحظهای که یارم کمک کند، یاری برسان.
هوش مصنوعی: من به شدت از جنبههای اخلاقی و عفت عمومی در درد و رنج هستم و حالا با وضعیت ناپسند خودم، نیاز به یاری دارم. ای کسی که به من کمک میکنی، دست به یاری دراز کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
می گزد راحتم ای خار مغیلان مددی
پایم از دست شد ای خضر بیابان مددی
تا به کی خواب گران پنبه نهد در گوشم؟
ای نوای جرس سلسله جنبان مددی
دانه ام خال رخ خاک شد از سوختگی
[...]
جان به لب آمده و نیست ز جانان مددی
وقت من تنگ شد ای دیده گریان مددی
چین بر ابرو زده و جانب من کرد نگاه
یار من بر سر جور آمده یاران مددی
روزگاریست که کارم به خدا افتادست
[...]
گر درین قحط سرایت نکند نان مددی
نه جسد رنگ نموگیرد و نی جان مددی
سرسری نگذری ای بیخبر از عقدهٔ دل
گر ز ناخن نشود کار به دندان مددی
ای غنی تا اثر انجم و افلاک بجاست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.