گنجور

شمارهٔ ۸۴۹

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

نگذاشت نی به هوشم، از نالهٔ رسایی

بیگانه ام ز خود کرد، آواز آشنایی

در باغ می سراید، هر مرغ با نوایی

دارد دم بهاران، پیغام آشنایی

گویند کیست در شهر، غارتگر شکیبت

سروی ست سرفرازی، شوخی ست خوش ادایی

گرگان یوسف جان، ابنای روزگارند

مردیم از غریبی، ای بی کسی کجایی؟

بازوی زال دنیا، چند افکند به خاکت؟

بی درد، پشت دستی، نامرد، پشت پایی

دامن کشان گذر کرد، یار از سر مزارم

ای ناله های و هویی، ای گریه های هایی

تا آب رفتهٔ جان بازآوری به جویم

قاصد بگو حدیثی، از لعل جانفزایی

از خون دیده در عشق، ساقی پر است جامم

یا حبّذا نعیمی، فی جنهٔ الولایی

گفتی حزین بیدل، با دوریم بسازد

الصّبرُ منک صعب یا منتهی منایی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر