گنجور

شمارهٔ ۸۴

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

در بغل آرزو کند، تیغ تو تندخوی را

عرضه کنم اگر به گل، زخم شکفته روی را

مشک به کوی بیزدت، طرّه به باد اگر دهی

دل به کنار ریزدت، شانه کنی چو موی را

رشک ریاض خلد شد، دیده ز فیض عارضت

یاد قد تو کردام، سرو کنار جوی را

پرده چه پوشیم که من، در غم دل به عالمی

صبح صفت نموده ام، سینهٔ بی رفوی را؟

هست نقاب دلبران، شرم و حجاب و خال و خط

تیغ برهنه گفته ام، حسن برهنه روی را

دور رسید چون به ما، صاف شراب رفته بود

چرخ کند به ساغرم، درد ته سبوی را

وقت صبوح شد حزین، از می غم به لب چکان

زهر چش ترنّمی، کلک ترانه گوی را



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify