گنجور

شمارهٔ ۸۲۴

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

به قید جسم ز جان جهان چه می دانی؟

تو دل نداده ای، از دلستان چه می دانی؟

نگشته در رهِ یوسف، سفید دیده تو را

غبار رهگذر کاروان چه می دانی؟

چو طفل، در طلب مدّعا فشانی اشک

بهای این گهر رایگان چه می دانی؟

ز جا نرفته ای از جلوهٔ پریزادان

خرام آن نگهِ سرگران چه می دانی؟

مدام لعل لب خویش در دهن داری

حرارت جگر تشنگان چه می دانی؟

تو را که صیرفی عشق بر محک نزده ست

عیار چهرهٔ زرد خزان چه می دانی؟

حدیث زاهد دم سرد بسته گوشت را

ترانهٔ من آتش زبان چه می دانی؟

گرفته روزن گوشت به قیل و قال جدل

سخن سرایی این بی زبان چه می دانی؟

به چار موجهٔ اجزای خویش دربندی

حزین گوشه نشین را نشان چه می دانی؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام