گنجور

شمارهٔ ۸۱

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

رنگینی دکّان شود آن چشم سیه را

از خونم اگر غازه دهد، تیغ نگه را

آن غالیه گون خال، ندانم به چه تقصیر

در نیل کشد اختر این بخت سیه را؟

یک تشنه جگر را به زنخدان تو ره نیست

خضر خط سبز است که دارد سر چه را

امروز زمین، زیر پی لشکر حسن است

بر طرف بناگوش ببین گرد سپه را

پای طلبم، آبله فرسود نگردد

نزدیک کند لغزش اگر، دوری ره را

از چشمهٔ خورشید لبی تر نتوان کرد

منّت، کلف اندود نماید رخ مه را

خوش دوزخ نقدی ست حزین ، آتش خجلت

گیرم که به روی تو نیارند گنه را



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify