گنجور

 
حزین لاهیجی

بنگر چه می کند مژه های دراز تو

آخر بگو، چه شد نگه دلنواز تو؟

در پرده حباب نگنجد شکوه بحر

افزون بود ز حوصله سینه، رازتو

غم نیست جان اگر برود در ره وفا

بادا دراز، عمر غم جانگداز تو

افسانه ساز نرگس مست که بوده ای

مطرب، کرشمه می چکد از تار ساز تو؟

از بس نگاه حسرت اندوختی حزین

در خاک هم بود نگران چشم باز تو

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عطار

ماییم دل بریده ز پیوند و ناز تو

کوتاه کرده قصهٔ زلف دراز تو

تا ترکتاز هندوی زلف تو دیده‌ام

زنگی دلم ز شادی بی ترکتاز تو

هرگز نساخت در ره عشاق پرده‌ای

[...]

فیاض لاهیجی

سیر از جفا نشد نگه عشوه‌ساز تو

از جوی زخم آب خورد تیغ ناز تو

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه