گنجور

 
حزین لاهیجی

تا هوا ابر است ساقی، باده ای در شیشه کن

قدر فرصت را بدان، از آسمان اندیشه کن

خون مشرب باش، یکسان جوش زن با خار و گل

نخل خوش پیوند شو، در هر زمینی ریشه کن

شاهدِ مِی می رسد آگاه گردان هوش را

نشتری از نغمه در کار رگ اندیشه کن

مشت گل باشد دل بی عشق زاهد در بغل

دل اگر می بایدت بی درد ! عاشق پیشه کن

دست زن در دامن مژگان بی باکی حزین

بیستونی چون دلت دادند، فکر تیشه کن

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
صائب تبریزی

سر به پیش انداختن از بردباری پیشه کن

رخنه در بنیاد کوه بیستون زین تیشه کن

بگسل از طول امل سررشته پیوند دل

میوه نخل حیات خویش را بی ریشه کن

چون بود معشوق شیرین، جان شیرین قحط نیست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه