ای درد تو یار جانی من
اندوه تو شادمانی من
پیرایه ی داغ توست چون شمع
سرمایه ی زندگانی من
بیماری من حلاوت آمیخت
با تلخی زندگانی من
آهن موم است از تب گرم
در پنجهٔ ناتوانی من
دشوار زمانه گشت آسان
از همّت سخت جانی من
عنقا که شنیده ای ز افواه
نامی ست ز بی نشانی من
گویند حزین به داستان ها
از نغمهٔ باستانی من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف درد و اندوهی میپردازد که به نوعی برای شاعر تبدیل به منبع شادی و زندگی شده است. شاعر اذعان دارد که داغ و رنج او مانند شمعی که به نور میتابد، باعث روشنایی زندگیاش شده است. در عین حال، این اندوه و بیماری طعم تلخی دارد که با زندگی او آمیخته شده است. به رغم دشواریها، شاعر با همت و ارادهای قوی به آسانی بر مشکلات غلبه کرده و در نهایت به داستانها و آوازهای باستانی اشاره میکند که او را به یاد نام و نشانی خاص میاندازد.
هوش مصنوعی: درد و اندوه تو برای من به اندازهای اهمیت دارد که شادی و خوشحالی من را شکل میدهد.
هوش مصنوعی: عشق و یاد تو مانند زینتی بر جان من است و همچون شمعی، روشنایی زندگیام را فراهم میآورد.
هوش مصنوعی: بیماری من باعث شده که لحظات شیرین زندگیام با تلخیهای آن ترکیب شود.
هوش مصنوعی: آهن تحت تأثیر حرارت و گرما، به حالت نرم و قابل تغییر در میآید و این به ضعف و ناتوانی من اشاره دارد. در واقع، این نشان میدهد که در مواجهه با مشکلات و فشارها، من نیز ممکن است تسلیم شوم و دچار تغییر شوم.
هوش مصنوعی: زمانه سخت و دشوار شده است، اما با تلاش و اراده قوی من، به راحتی بر آن غلبه میکنم.
هوش مصنوعی: عنقا موجودی افسانهای و نامش شناخته شده است، اما در واقعیت نشانی از او نیست، همانطور که من هم نشانی ندارم.
هوش مصنوعی: می گویند حزین در داستان ها از سرودهای قدیمی من سخن می گوید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.