گنجور

 
حزین لاهیجی

در دهر حرامی زده شد سحر حلالم

سرمایهٔ دزدان جهان است خیالم

یک ذرّه نیارند بجا حقّ نمک را

این قوم فرومایه که هستند عیالم

کالا ز من و فخر و مباهات از ایشان

خردان چه بزرگی که نکردند به مالم!

از تیره نفسهای حربفان به کسوف است

هر مطلع زیبنده خورشید مثالم

بی رنج حزین از قلمم نکته نریزد

از پیچ و خم فکر، شکن هاست چو نالم

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
بیدل دهلوی

بی شبههٔ تحقیق نه شخصم نه مثالم

چون صورت عنقا چه خیال است خیالم

جز گرد جنون خیز نفس هیچ ندارد

این دشت تخیل که منش وهم غزالم

گفتم چو مه نوکنم اظهار تمامی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از بیدل دهلوی
آشفتهٔ شیرازی

تا عطف عنان کرد زآفاق خیالم

شد پیر مغان خضرم و داد آب زلالم

هر در که زدم خانه خدا جز تو ندیدم

زآن از همه جا سوی تو برگشت خیالم

بارم بده ای یار که من تشنه تو آبی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه