گنجور

 
حزین لاهیجی
 

دست بر دل کی درین وحشت سرا می داشتم؟

برق می گشتم اگر نیروی پا می داشتم

درد را یاران به منّت بر دل ما می نهند

آه اگر زین سفلگان چشم دوا می داشتم

گر امید التفاتی بود از خاک رهش

دیده را در مقدم باد صبا می داشتم

گر به کار من نمی افتاد از منّت گره

دل به پیش ناخن مشکل گشا می داشتم

از دلش بیگانگی را محو می کردم حزین

راه حرفی گر به آن دیر آشنا می داشتم