جهان را رونق از شادابی گفتار می آرم
زکلک این صفحه را آبی به روی کار می آرم
به درد آورده ام پیمانهٔ مستانه گویی را
به رقص افلاک را زین ساغر سرشار می آرم
صفیر خون چکانم تازه دارد نوبهاران را
چمن را آب و رنگ، از غنچهٔ منقار می آرم
برون از گلشنم امّا دماغ حسرت آلودی
در آغوش شکنج رخنهٔ دیوار می آرم
نفس پرورده ام امّا نوایی می زنم گاهی
که مرغان چمن را بر سر گفتار می آرم
سراغی می دهم زان یار کنعانی که خوبان را
گریبان پاره چون گل بر سر بازار می آرم
تهیدستی مرا شرمنده دارد از چمن پیرا
نهال بید مجنونم، خجالت بار می آرم
سپند من ندارد برگ و ساز شکوه پردازی
مگر آهی که گاهی بر لب اظهار می آرم
به کینم جبهه های غمزه خالی گشت و خاموشم
اگر تیغ تغافل می کشی زنهار می آرم
حزین آزادی از بام فلک دارد سبک دوشم
غلام همتم، در بندگی اقرار می آرم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به شکوفایی و شادابی کلمات و سخن اشاره میکند و از نقش خود در پرورش احساسات و زیباییهای جهان سخن میگوید. با استفاده از تصویرسازیهای زیبا، حسرتهای وجودی و دلتنگیهایش را بیان میکند و از فراز و نشیبهای زندگی، عشق و آرزوهای خود میگوید. او به تنهایی و دشواریهایش اشاره میکند و در عین حال، تلاش میکند تا زیباییها را به زندگی بیفزاید. در این فرآیند، درد و رنجهایش را به زبانی شاعرانه و لطیف روایت میکند.
هوش مصنوعی: من با بیان و کلام شاداب، زندگی و نشاط را به جهان میآورم و زیبایی و طراوت را بر روی این صفحه مینشانم.
هوش مصنوعی: من چنان نوشیدنی سرمستی را به درد آوردهام که گویی با رقص کیهان در این جام پر از شراب همراهی میکنم.
هوش مصنوعی: صدای خون من در حال طغیانی است که بهار را تازه و شاداب میکند. گلها و چمنها از رنگ و ابریشم وجود من شکوفا میشوند.
هوش مصنوعی: من از گلستان بیرون هستم، اما همچنان به خاطر آرزوهایم ناراحتم و این غم را در آغوش پژمردگی دیوار احساس میکنم.
هوش مصنوعی: من خود را تربیت کردهام، اما گاهی سرودهایی میزنم که توجه پرندگان باغ را به صحبتهایم جلب میکند.
هوش مصنوعی: دربارهی یاری کنعانی صحبت میکنم که زیباییاش سبب میشود دیگران از حسادت به او دچار آشفتگی شوند، و من در بازار عشق، همچون گل، زیبایی او را به نمایش میگذارم.
هوش مصنوعی: فقر و بیپولی من را شرمنده میکند، مانند درخت جوانی که در چمن نمیتواند رشد کند. من مانند بید مجنون هستم و از این که نتوانم خود را به درستی نشان دهم، احساس خجالت میکنم.
هوش مصنوعی: سپند من هیچ برگ و شکوهی ندارد، جز اینکه گاهگاهی آهی را بر لب میآورم که نشاندهنده احساساتم باشد.
هوش مصنوعی: دربارهی موضوعاتی که موجب غم و اندوه من شده، دیگر چیزی ندارم که بگویم و سکوت کردهام. اگر به عمد مسالهای را نادیده میگیری، باید مراقب باشی که من هم در این سکوت از خود واکنشی نشان نخواهم داد.
هوش مصنوعی: شاعر در این بیت احساس آزادی و سبکی را از بلندی آسمان بیان میکند و به نوعی به مقام و عزت خود اشاره میکند. او همچنین به تلاشهای خود به عنوان فردی که در خدمت و بندگی است، اعتراف میکند و نشان میدهد که در عین حال که احساس آزادگی دارد، خود را در مقام خدمتی میبیند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.