گنجور

شمارهٔ ۶۹۳

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

ز آواز خوش آن غنچه لب، تا دور شد گوشم

به خون آغشته تر از پنبه ناسور شد گوشم

چه سان با اختلاط این منافق پیشگان سازم؟

که از ساز مخالف کاسه طنبور شد گوشم

ندارم چاره چون با ابلهان جز مستمع بودن

چو صحرای قیامت، عرصه گاه شور شد گوشم

کم از کژدم نباشد اختلاط تلخ گفتاران

ز بس نیش زبان خورد از خسان، رنجور شد گوشم

چو با این مرده طبعان زنده درگورم درین محفل

عجب نبود اگر سوراخ مار و مور شدگوشم

ندارد صرفه جز شوریده مغزی فیض صحبتها

ز حرف ریزه خوانان خانهٔ زنبور شد گوشم

اسیر زمهریر صحبت گرم اختلاطانم

ز دم سردان عالم مخزن کافور شد گوشم

نمی افتد خلل در وقتم از آشفته گفتاران

ز بانگ دوست چون دارالحضور طور شد گوشم

حزین از بس که دادم درجهان داد سخن سنجی

به گوهرپروری ها چون صدف مشهور شد گوشم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.