به دل سخت تو حرفی ز دل تنگ زدم
حیف این گوهر یکدانه که بر سنگ زدم
سر این حوصله نازم که به یک عمر، چو گل
خون دل را به نشاط می گلرنگ زدم
کارم امروز به افسرده دلان افتادهست
ای خوش آن نغمه که با مرغ شب آهنگ زدم
نفس آشوب طلب با همه کس در همه حال
صلح کل کرد چو با خویش در جنگ زدم
بر نمی خاست صدایی ز دل زار حزین
زخمه از خامه خود بر رگ این چنگ زدم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که از درد دل و احساسات عمیق سخن میگوید. شاعر با دلی سخت و نگران، از عشق و غم خود سخن میگوید و به گوهر نادری که دارد، اشاره میکند. او از سالهای عمرش و حالتی که به گل لطیف دارد، حرف میزند و تلاش میکند تا شادی را از درون دردهایش بیابد. شاعر به چالشهای روحی و تلاش برای یافتن صلح درونی اشاره میکند و در نهایت، با احساسی حزین، به نواختن چنگی میپردازد که صدای دل زار او را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: من به دل سخت تو، از دل تنگیام گفتم، اما افسوس که این گوهر گرانبها را روی سنگ بیارزش گذاشتم.
هوش مصنوعی: من به این حوصلهام افتخار میکنم که توانستهام در طول عمرم، با تلاش و شادی، درد دلهایم را به زیبایی و رنگ خوش زندگی تبدیل کنم.
هوش مصنوعی: امروز دلم به یاد دلهای غمگین است و این زیباست که با آواز شبخوانان همصدا شدم.
هوش مصنوعی: نفسِ پرآشوب، در هر شرایط و با همه افراد، سعی کرد که به صلح و آرامش برسد؛ اما در درون خود مشغول جنگ و نزاع بود.
هوش مصنوعی: صدایی از دل غمگینم بلند نمیشد، اما با قلم خود به زخمی که بر جان این چنگ بود، ضربه زدم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.