گنجور

شمارهٔ ۶۵۹

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

خوش آنکه خرقهٔ ناموس و ننگ پاره کنم

به جان غلامی رند شراب خواره کنم

حصاریم غم دنیا و آخرت دارد

ازین میانه به مستی مگر کناره کنم

ز شیشه غیرت خورشید و ماه را ساقی

به جرعه ریز که خون در دل ستاره کنم

چه خوش بود که نشینی و گل برافشانی

پیاله نوشم و روی تورا نظاره کنم

گرفتم آنکه بود روز عدل و دادرسی

چگونه داغ جفای تو را شماره کنم؟

به حشر وعدهٔ دیدار اگر نصیب شود

رخ تو بینم و زنّار کفر پاره کنم

ز عشق من به عتابی، بنازم انصافت

به دست توست گریبان دل، چه چاره کنم؟

گذر به میکده ام گر فتد ز خود گذرم

به رغم مدعیان مستیی گذاره کنم

به چارهٔ دل سخت تو عاجزم ورنه

ز ناله رخنه به بنیاد سنگ خاره کنم

در انتظار وصال تو ساعتی صد بار

به مصحف دل سی پاره استخاره کنم

حزین اگر طلبد قبله دعا زاهد

به طاق ابروی خوبان شهر اشاره کنم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی