گنجور

شمارهٔ ۶۴۱

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

معنی کناره گیرد اگر از میان روم

خالی شود جهان چو برون از جهان روم

درکاروان شوق کسی بی دلیل نیست

دنبال بوی گل سحر از گلستان روم

پیش ره مرا نتواندکسی گرفت

خون دلم که از مژه ی خون فشان روم

بسیار دیده گردش ایام، نخل ما

همراه گل نیامده ام تا خزان روم

مردم ز هجر و دولت وصل تو رو نداد

هستم ز بخت پیر و به حسرت جوان روم

از یاد غیر، آتش غیرت به ما زدی

قربان شیوه های تو نامهربان روم

آمد شد بهار بسی دیدهام حزین

من برگ گل نیم که به باد خزان روم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن