گنجور

شمارهٔ ۶۲۹

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

به صد جان غمزه ات مفت خریدار است می دانم

که اندک التفاتی از تو بسیار است می دانم

بحل کردم اگر خون من از بیگانگی ریزی

که پاس آشنایی بر تو دشوار است می دانم

نمی دانم زیان و سود سودای محبّت را

دل من ساده و آن غمزه پرکار است می دانم

سر پرسیدن کس نیست پنداری خیالش را

دلم در سینه عمری شدکه بیمار است می دانم

علاج پیچ و تابی کز غم افزاید رگ جان را

چو کاکل گرد سرگردیدن یار است می دانم

دلی در سینه پروردم به صد خون جگر عمری

نمی دانم چه شد آن طره، طرار است می دانم

نمی نالم حزین از دست آن بیدادگر جایی

که از پهلوی دل، عاشق در آزار است می دانم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور