گنجور

شمارهٔ ۶۲۰

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

از دیده ی دل پرده ی پندارگرفتیم

تا رخصت نظّارهٔ دیدار گرفتیم

بستیم چو از رد و قبول دگران چشم

تشریف قبول نظر یار گرفتیم

نشنیدکسی حرف زباد از دهن ما

گفتار به اندازهٔ کردار گرفتیم

خون دل ما بی گنهان حوصله سوز است

از چشم سیه مست تو اقرار گرفتیم

اوّل قدم از آرزوی خویش گذشتیم

تا ساغر وصل از کف دلدار گرفتیم

سرتاسر آفاق چو خورشید دویدیم

تا جای در آن سایهٔ دیوار گرفتیم

شد شارع کثرت بلد عالم وحدت

ما گوشهٔ خلوت سر بازار گرفتیم

چون شبنم افتاده به خورشید رسیدیم

از همّت خود قافله سالار گرفتیم

از تلخی دشنام حزین ، ذائقه مست است

ما کام خود آخر ز لب یار گرفتیم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن