گنجور

شمارهٔ ۶۱۲

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

زهی ز صبح بناگوشت آفتاب خجل

ز خط غالیه سای تو، مشک ناب خجل

به دل خیال تو آمد شبی و منفعلم

که میزبان شود از کلبهٔ خراب خجل

دلم ز وعده بر آتش فکندی و رفتی

نگشت آن لب میگون ازین کباب خجل

حیات یک دمه هم صرف پوچ شد چو حباب

کسی مباد ز عمر سبک رکاب خجل

به روی ساقی گلچهره چون نظر فکنم؟

مرا که توبه، نمود از رخ شراب خجل

ز پشت پا نظر از شرم بر نمی دارد

شده ست نرگس از آن چشم نیم خواب خجل

سحر به باغ چنان این غزل سرود حزین

که گشت بلبل گوینده در جواب خجل



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام