گنجور

شمارهٔ ۵۹۴

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

دایم به تلخ کامی یاران خورم دریغ

بر خوان دهر سفله به مهمان خورم دریغ

مشت استخوان به کام و گلوی هما کنند

ز انعام چرخ؟ بر لب و دندان خورم دربغ

لیلی حرم نشین سیه خانهٔ دل است

بر سعی پوچ آبله پایان خورم دربغ

تا خورده ام پیاله، پشیمان نگشته ام

زیبد اگر به پاکی دامان خورم دربغ

چون نوح گریه می کنم امّا نه بر جهان

ز آلودگی دامن طوفان خورم دربغ

در عالمی که اهل تمیزند ابلهان

یکسان به حال زیرک و نادان خورم دربغ

رشک آیدش به نعمت من عالمی، حزین

در روزگار بس که به سامان خورم دریغ



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر