به عجز من بنگر وز غرور یارمپرس
ز سرفرازی آن سرو پایدار مپرس
به غمزه های شکارافکن از کمین برخیز
ز خونبهای من ای نازنین سوار مپرس
گداخت زهر فراق تو جان شیرینم
ز تلخ کامی شبهای انتظار مپرس
تویی که چاره دلهای دردمندانی
ز دردمندی دلهای بیقرار مپرس
مقیم لنگر تسلیم عشق باش حزین
درین محیط پرآشوب از کنار مپرس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از معشوق خود میخواهد که به درد و رنج او توجه کند و از اوضاع درونیاش نپرسد. او از غرور و وقار معشوق میگوید و به تلخی فراق و شبهای انتظار اشاره میکند. شاعر به معشوق میگوید که او تنها راه تسکین دلهای دردمند است و از او میخواهد که در این اوضاع سخت و بیثبات، کنارش بماند و کمک کند. در کل، شعر بیانگر عمق عشق و درد فراق و همچنین طلب یاری از معشوق است.
هوش مصنوعی: به ناتوانی من نگاه کن و از تکبر محبوب چیزی نپرس، از سربلندی و پایداری آن سرو هم سوالی نکن.
هوش مصنوعی: به خاطر ناز و غمزههای تو، ای عشق، از پنهانگاه بیرون بیا و دیگر درباره بهای محبت من سؤال نکن.
هوش مصنوعی: با فراق تو، جان شیرینم به درد آمده و شبهای انتظار برای من پر از تلخی است؛ از این تلخیها به هیچکس نگو.
هوش مصنوعی: تو تنها راه نجات دلهای دردمندی، که از بیقراری رنج میبرند، هستی. از درد دلهای آنها سوال نکن.
هوش مصنوعی: در این زندگی پر از مشکلات و آشفتگیها، به عشق و تسلیم در برابر آن ادامه بده و مانند یک لنگر، در همین جا ثابت بمان. از دیگران نپرس که چه باید بکنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.