گنجور

شمارهٔ ۵۵۳

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

ز ترکتازی آن نازنین سوار هنوز

مرا غبار بلند است از مزار هنوز

عجب که صبح قیامت ز خواب برخیزی

چنین که بسته تو را چشم اعتبار هنوز

از آن شبیکه به زلف توکرد شانه کشی

نمی رود دل و دستم به هیچ کار هنوز

اگر چه خط ز طراوت فکنده حسن تو را

کرشمه می چکد از چشم فتنه بار هنوز

نسیم سنبل زلفت وزید صبح ازل

که عطسه ریز بود مغز نوبهار هنوز

اگرچه حسن تو از خط شده ست پرده نشین

چه نقش ها که برآرد به روی کار هنوز

گذشته از دل گرم که یاد عارض او

که خوی فشان بود آن آتشین عذار هنوز؟

ز تیغ بازی چشمی، مرا ز خاک حزین

چو سبزه می دمد انگشت زینهار هنوز



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify