گنجور

 
حزین لاهیجی
 

کام طمع ز لذت دنیا نگاه دار

امروز، پاس دولت فردا نگاه دار

هر گوشه جوش جلوهٔ یار است، دیده را

آیینه وار محو تماشا نگاه دار

هر عقده ای به عهده تدبیر ناخنی ست

خاری برای آبلهٔ پا نگاه دار

تا وجه بی قراری ما روشنت شود

آیینه پیش آن رخ زیبا نگاه دار

ایجاد نور فیض، دل زنده می کند

این شمع را به پرده ی شب ها نگاه دار

خواهی چو داغ لاله بهار تو گل کند

دامان دل به رنگ سویدا نگاه دار

یک سر چو شمع جسم تو خواهی که جان شود

آیینه پیش آن رخ زیبا نگاه دار

داغ وفا مباد، ز دل پا کشد حزین

این لاله ی غریب، به صحرا نگاه دار