کام طمع ز لذت دنیا نگاه دار
امروز، پاس دولت فردا نگاه دار
هر گوشه جوش جلوهٔ یار است، دیده را
آیینه وار محو تماشا نگاه دار
هر عقده ای به عهده تدبیر ناخنی ست
خاری برای آبلهٔ پا نگاه دار
تا وجه بی قراری ما روشنت شود
آیینه پیش آن رخ زیبا نگاه دار
ایجاد نور فیض، دل زنده می کند
این شمع را به پرده ی شب ها نگاه دار
خواهی چو داغ لاله بهار تو گل کند
دامان دل به رنگ سویدا نگاه دار
یک سر چو شمع جسم تو خواهی که جان شود
آیینه پیش آن رخ زیبا نگاه دار
داغ وفا مباد، ز دل پا کشد حزین
این لاله ی غریب، به صحرا نگاه دار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی لذتها و زیباییهای دنیا و همچنین وفاداری به عشق و زیباییهای زندگی سخن میگوید. شاعر از مخاطب میخواهد که از لذتهای دنیا غافل نشود و به زیباییها نگاه کند. او تأکید میکند که هر مشکل یا درد دل را باید با تدبیر و صبر تحمل کرد. در نهایت، شاعر به وفاداری و نگهداری از عشق و زیبایی اشاره میکند و از مخاطب میخواهد که در برابر سختیها و خودخواهیها مقاوم بماند و محبت و زیبایی را در دل نگه دارد.
هوش مصنوعی: از لذتهای دنیوی بهره ببر و امروز را زندگی کن، اما در عین حال، به فکر آیندهات هم باش و فرصتهای آن را نیز حفظ کن.
هوش مصنوعی: هر نقطهای که نگاه کنی، نشانهای از عشق محبوب را در آن میبینی، پس چشمهایت را مانند آینه آماده برای دیدن زیباییها نگهدار.
هوش مصنوعی: هر مشکلی که در زندگی پیش میآید، به تدبیر و مدیریت ما بستگی دارد. مانند خاری که ممکن است باعث درد و ناراحتی شود، اما اگر به آن توجه داشته باشیم، میتوانیم به بهترین نحو با آن کنار بیاییم.
هوش مصنوعی: آیینه را مقابل آن چهره زیبا بگذار تا بی قراری ما برایت روشن شود.
هوش مصنوعی: نور فیض زندگی را در دل زنده میکند، پس این شمع را در تاریکی شب محفوظ نگهدار.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مانند لاله در فصل بهار زیبایی و جذابیت داشته باشی، باید دلت را با عشق و محبت پر کنی و به آن توجه داشته باشی.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی جسم تو مانند شمع نورانی شود و جانت آینهای برای دیدن آن چهره زیبا باشد، باید آن را با محبت و توجه نگهداری.
هوش مصنوعی: ناراحتی و درد وفا نباید از دل دور شود، این لالهی تنها را در صحرا محفوظ نگهدار.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مردی چو شمع در همهجا، جا نگاه دار
هرچند سر به باد رود پا نگاه دار
گوهر دهد دمی که کند قطره ضبط موج
دل جمع کن عنان نفسها نگاه دار
تا گم نگردد آینهٔ بینشانیات
[...]
در دل خیال آن قد رعنا نگاه دار
یاد پری نمودی تو مینا نگاه دار
آمد قماش حسن به بازار اعتبار
سودای یوسفش به زلیخا نگاه دار
شرط تکلفات شرف شد ترا ادب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.