گنجور

شمارهٔ ۴۸۴

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

من از دل و دین باختگانم چه توان کرد؟

سودازده زلف بتانم چه توان کرد؟

دل بسته فتراک سر زلف سواری ست

از چنگ خرد رفته عنانم چه توان کرد؟

در صومعه از نعره زنانم چه توان گفت؟

در میکده از دُردکشانم چه توان کرد؟

در سلسلهٔ زلف تو ای رهزن دل ها

سرحلقهٔ سودا زدگانم چه توان کرد؟

گوشی به فغان دل ناشاد نکردی

پیشت همه تن گر چه زبانم چه توان کرد؟

فرمان تو را هر چه بود می کنم اما

من صبر به هجران نتوانم چه توان کرد؟

شد قطره به دریای فنا وصل حزین را

دی بودم و امروز نه آنم چه توان کرد؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان