گنجور

شمارهٔ ۴۸۱

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

کی از ما چشم صورت بین مردم حال می بیند؟

چه دیگر دیدهٔ آیینه جز تمثال می بیند؟

از آن روزی که من در پای عشق از پای افتادم

غزال چشم شوخ یار در دنبال می بیند

خمار من ندارد دیده در راه می و ساقی

به کف داغ جنون را جام مالامال می بیند

مرا آیینهٔ گیتی نما خشت سر خم شد

ز جام خود اگر جم، صورت احوال می بیند

به چشم سفلگان دهر، ظالم را بود شانی

مگس زنبور را شهباز زرّین بال می بیند

لباسی یافتم، عرفان شیخ خانقاهی را

تصوّف را همین در خرقه های شال می بیند

حزین از جا دل دیوانه ام گر رفت جا دارد

که عالم را پر از بازیچهٔ اطفال می بیند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور