لبت به پیرهن تنگ غنچه خار کند
عبیر خطّ تو خون در دل بهار کند
خراب نرگس شوخت شدم که از نگهی
سراسر دو جهان را کرشمه زار کند
رود چو موج ز دستش، عنان خودداری
خرام ناز تو آن را که بی قرار کند
گسست در خم زلفت کمند تدبیرم
تو را به من کشش دل مگر دچار کند
گیاه خشک، بهار و خزان چه می داند؟
دگر چه با من افسرده، روزگار کند؟
هنوز کوتهی دست آرزو باقیست
ز خون کشته من، تیغش ار نگار کند
ز خار خارِ گلی آشیان من قفس است
زمانه با دل تنگم، دگر چکار کند؟
خوش آن خزان زده بلبل که در فراق چمن
ز چاک سینهٔ خود گشتِ لاله زار کند
سپهر با همه سامان ترکتاز، حزین
حذر ز ناوک آن طفل نی سوار کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساس درد و حسرت عاشقانه میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و غمگین، به رابطهای عاطفی و جدایی اشاره میکند. همچنین، شاعر از زخمهای ناشی از عشق و آرزوهایی که برآورده نشده صحبت میکند. در نهایت، احساس بیکسی و ناامیدی در برابر زمان و روزگار نیز در این شعر به تصویر کشیده شده است. شاعر با نگاهی melancholic از زیباییهای عشق و سختیهای جدایی سخن میگوید و ارتباط بین زیبایی و درد را مورد بررسی قرار میدهد.
هوش مصنوعی: لبت با پیراهن تنگ غنچه، خواب را به دشواری میکشاند و خط تو در دل بهار، همچون خون جاری میشود.
هوش مصنوعی: من از نگاه جذاب و فریبندهای که همانند نرگس زیباست دچار حیرت و شگفتی شدهام، آنقدر که این نگاه میتواند تمام جهان را تحت تاثیر قرار دهد و زیباییهای بینظیری به وجود آورد.
هوش مصنوعی: زمانی که رودخانه به خاطر دست تو به حرکت درمیآید، از شوق و زیبایی تو، آن را که بیتابی میکند، کنترل کن.
هوش مصنوعی: در خم زلف تو، نقشههای من از هم گسسته شده است. آیا کشش دل مرا به تو خواهد رساند یا اینکه مرا دچار مشکلاتی خواهد کرد؟
هوش مصنوعی: گیاه خشک چه چیزی از فصل بهار و پاییز میداند؟ حالا که من در اندوه و افسردگی هستم، دنیا چه بر سر من میآورد؟
هوش مصنوعی: هنوز هم آرزوهای من محدود هستند، حتی اگر او چهرهای زیبا داشته باشد، این موضوع از درد و رنجی که کشیدهام کم نمیکند.
هوش مصنوعی: درختی که در آن خارهای گل وجود دارد، خانه من شده و زمانه با دل ناامید من، چه کار میتواند بکند؟
هوش مصنوعی: تازههای زخم چنگال بلبل در فصل خزان، با یادآوری چمن، او را به جایی میبرد که با حسی عمیق و دردناک، به فضای سرسبز و زیبای آن دلخوشی میآورد.
هوش مصنوعی: آسمان با تمام زیباییهایش، از تیرهای پرحسرت آن کودک بیسوار، دوری میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کسیکه قصد سر زلف آن نگار کند
چو زلف او دل خود زار و بیقرار کند
کسیکه دارد امید کنار بوس ازو
بسا که خون دل از دیده برکنار کند
دلم ربود بدانزلف همچو چنگل باز
[...]
کسی که قصد سر زلف آن نگار کند
چو زلف او دل خود زار و بی قرار کند
کسی که دارد امید کنار و بوس ازو
بسا که خون دل از دیده در کنار کند
دلم ربود بدان زلف همچو چنگل باز
[...]
کسی که پشت بر آن روی چون نگار کند
باختیار هلاک خود اختیار کند
نه رای آنکه دلم دل زیار برگیرد
نه روی آنک تنم پشت بر دیار کند
ز روزگار هر آن محنتم که پیش آمد
[...]
چو صبح رایت خورشید آشکار کند
ز مهر قبلهٔ افلاک زرنگار کند
زمانه مشعلهٔ قدسیان برافروزد
سپهر کسوت روحانیان شعار کند
خجسته خسرو سیارگان به طالع سعد
[...]
چو میزبان بنهد خوان مکرمت آن به
که از ملاحظه میهمان کنار کند
نه آن که بر سر خوان لقمه لقمه او را
به زیر چشم ببیند به دل شمار کند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.