گنجور

شمارهٔ ۳۸

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

به هند، گشته زمین گیر، ناتوانی ما

رسیده است به شب، روز زندگانی ما

به ما قفس وطنان، نوبهار می خندد

خزان رسید و نشد فصلگل فشانی ما

کنار و جیب دو عالم به دست چاک افتد

اگر ز پرده برآید غم نهانی ما

خزان چهرهٔ ما رشک لاله زار شود

اگر بهار کند، اشک ارغوانی ما

کجاست طایر قدس آشیانه ای که زند

ز شاخ سدره صفیری به همزبانی ما؟

سفر به سایه آن سرو پایدار کنیم

اگر کمی نکند، عمر جاودانی ما

هزار نشتر الماس در جگر داریم

سزد که عشق بنازد به سخت جانی ما

غم اسیری خود می خوریم، کازاد است

ز طوق فاختگان، سرو بوستانی ما

نشاط باغ به ما تلخ شیونان نرسد

رمیده طایر عیش از هم آشیانی ما

اگر چه رخصت گفتن نداشتیم حزین

هزار نکته فرو خواند، بی زبانی ما



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور