به خاموشی صفیر آشنایی می توانم زد
چو نی از داغهای خود نوایی می توانم زد
همین من مانده ام امروز تنها از دل افگاران
که پیش دوستان حرف وفایی می توانم زد
نوا سنج خموشی کیست غیر از من درین گلشن؟
که حرفی با نگاه سرمه سایی می توانم زد
اگر دستم بود کوتاه اما همّتی دارم
که بر نقد دو عالم پشت پایی می توانم زد
عبث خون جگر ضایع کنی ای چشم بی پروا
ازین می ساغر مردآزمایی می توانم زد
چنان عاجز نیم کز حال من غافل شود نازت
به خون خویش هم من دست و پایی می توانم زد
دلم با حلقهٔ ماتم نشینان الفتی دارد
هنوز ای گریه ناکان، های هایی می توانم زد
نیارم چون جرس برداشت از دوش کسی باری
همین گم کرده راهان را، صلایی می توانم زد
نیم بیگانه زان گل، خارخاری در جگر دارم
چو بلبل نالهٔ درد آشنایی می توانم زد
حزین از خودنمی گویم سخن، گوشی به حرفم کن
نیم من، از دم نایی نوایی می توانم زد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و افسردگی شاعر بر اثر تنهایی و غمهای درونش است. او به ارتباط عمیق خود با دیگران و احساساتش اشاره میکند و از تواناییاش در بیان این احساسات از طریق نواختن موسیقی و شعر میگوید. شاعر حس میکند که دیگران نمیتوانند درک کنند که او چه احساساتی را تجربه میکند و به ناچار باید خود را ابراز کند. همچنین، او به تضاد میان امید و ناامیدی اشاره میکند و تمایلش به ارتباط با دیگرانی که در موقعیتهای مشابه هستند را نشان میدهد. احساسات عمیق و ناتوانی از بیان آنها در کلمات در متن به وضوح نمایان است.
هوش مصنوعی: میتوانم سکوتی معنادار ایجاد کنم، مانند نی که از دردهایش نوا میزند.
هوش مصنوعی: امروز تنها من هستم که از دل افرادی که احساسی نیستند، باقی ماندهام و تنها در کنار دوستانم میتوانم درباره وفاداری صحبت کنم.
هوش مصنوعی: در این باغ، تنها کسی که از سکوت صدای نغمه میسازد و میتواند با چشمان غمگین خود سخن بگوید، فقط من هستم.
هوش مصنوعی: اگرچه امکاناتم محدود است، اما اراده و انگیزهای دارم که میتوانم به راحتی بر تمام زیباییها و نکات مثبت زندگی که در دو جهان وجود دارد، غلبه کنم.
هوش مصنوعی: ای چشم، چرا بیپروا و بیفکر، خون دل را هدر میدهی؟ میتوانم با این میگرفتهام، و باز هم بر بیپروا بودن خود ادامه دهم.
هوش مصنوعی: من به قدری در ضعف و ناتوانی هستم که اگر کسی از حال من بیخبر باشد، حتی با وجود زیبایی و نازش، من توانایی این را دارم که برای خودم کوشش کنم، حتی اگر به قیمت جانم باشد.
هوش مصنوعی: دل من همچنان با غم و اندوه کسانی که در ماتم هستند، تعلق خاطر دارد. ای کسانی که در حال گریهاید، هنوز میتوانم ناله و زاری کنم.
هوش مصنوعی: من مانند زنگی که بر دوش کسی آویزان شده، نمیتوانم باری را به دوش بکشم؛ اما میتوانم صدایی برای گمکردهها بزنم تا راه خود را پیدا کنند.
هوش مصنوعی: من از دوری آن گل، سوزش عمیقی در دلم احساس میکنم. مانند بلبل که به خاطر آشنایی با درد، ناله و زاری میکند، من نیز میتوانم برای این درد ناله کنم.
هوش مصنوعی: حزین از خودم صحبت نمیکنم، بیا و به حرفهایم گوش کن. من با یک نفس میتوانم نغمهای تازه بزنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.