گنجور

شمارهٔ ۳۶۳

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

کشم چو آه، دل ناتوان بیاساید

خدنگ چون سفری شد کمان بیاساید

مجال دیده گشودن درین غبارکجاست؟

مگر که از تک و تاز آسمان بیاساید

چو موج قافلهٔ عمر را درنگی نیست

کسی چگونه درین کاروان بیاساید؟

بساط سبزه وگل را نچیده برچیدند

چگونه بلبل این بوستان بیاساید؟

فغان که در غم عشق، اضطراب دل نگذاشت

خدنگ غمزهٔ نامهربان بیاساید

به گوش، رشک برد دل، حدیثت ار شنوم

برم چو نام خوشت را زبان بیاساید

حزین از آن سگِ کو، تا برید پیوندم

چو نی نشد ز فغان استخوان بیاساید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن