گنجور

شمارهٔ ۳۵۲

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

دلم که شاهد امّید، در کنار ندید

جبین صبح شب تار انتظار ندید

در آفتاب قیامت به سر چگونه برد

کسی که سایهٔ آن سرو پایدار ندید؟

دلم که بوی گلش بر دماغ بود گران

چه فتنه ها که در آن زلف تابدار ندید

شمرده زد نفس خو هرکه در عالم

چو صبح، آینهٔ خاطرش غبار ندید

حزین ، به بلبل آواره زآشیان رحم است

که در خزان ز چمن رفت و نوبهار ندید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام