گنجور

شمارهٔ ۲۹

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

گیرد شرار عبرت، از بی بقایی ما

برق آستین فشاند، بر خودنمایی ما

ای عجز همّتی کن، تا بال و پر بریزیم

صیاد ما ندارد، فکر رهایی ما

تا بود ناله ای بود، چون نی در استخوانم

امروز تازه نبود، درد آشنایی ما

هر چند ما و شبنم، از پا فتادگانیم

دارد سراغ جایی، بی دست و پایی ما

از خون ما نکردی، سرخ آن کف نگارین

گیرد مگر رکابت، اشک حنایی ما

ما و تو در حقیقت، چون آتش و سپندیم

ای عشق از تو آید، مشکل گشایی ما

لب هرزه نال می شد، از آرزو گذشتیم

شرمنده دعا نیست، بی مدعایی ما

ای برهمن نداری، در پیش ما وقاری

برتر نشیند ازکفر، زهد ریایی ما

غیرت اگر نمی شد، مهر لب سپندم

می سوخت عالمی را، آتش نوایی ما

گر دیر و کعبه دادیم، درگاه عشق داریم

این آستان نرنجد، از جبهه سایی ما

کرده ست در جوانی، اقبال پست پیرم

شد حلقه ساز قامت، کوته عصایی ما

جانا خبر نداری، از خسته حزینت

داد از جراحت دل، آه از جدایی ما



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام