نبود خطری در ره بی پا و سران هیچ
رهزن نزند قافلهٔ ریگ روان هیچ
حشمان تو مست می نازند، مبادا
قسمت نرسانند به خونین جگران هیچ
بر هم زن دلها نشود موی میانت
پا گر نگذارد سر زلفت به میان هیچ
درماندهٔ سامان تهی دستی خویشم
دردا که نگیرند ز عاشق دل و جان هیچ
گر جوهر خوی تو فتادهست ستمگر
با ما ز چه رو جور و جفا با دگران هیچ؟
نه رسم سلامی نه کلامی، نه پیامی
دل را خبری نیست از آن غنچه دهان هیچ
ناکامی وکام تو حزین ، نقش بر آب است
امید نبندی به جهان گذران هیچ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس ناامیدی و تنهایی شاعر است. او از عدم وجود خطرات در مسیر زندگی صحبت میکند، اما در عین حال از بیتوجهی و بیاحساسی دیگران نسبت به عشق و درد خود گلایه دارد. شاعر به نیروهایی که دلها را به هم پیوند میزنند اشاره میکند و ابراز میکند که هیچ پیامی از طرف معشوقش نمیرسد. او در نهایت به ناکامی و بیفایده بودن آرزوها اشاره میکند و میگوید که امید به دنیا بیهوده است.
هوش مصنوعی: وقتی که در راهی باران خود را بیخطر و آرام حرکت میکنید، هیچ دزدی به کاروان شما آسیب نمیزند.
هوش مصنوعی: عاشقانت در حال مستی و ناز و ناز و بازی هستند، مبادا که به دلشکستهها هیچ چیزی نرسد و آنها را رنجیده خاطر کنند.
هوش مصنوعی: اگر موهای میانت به هم نخورند، دلها به هم نخواهد خورد. اگر سر زلفت اجازه ندهد که به میان بیاید، هیچ چیزی نمیتواند مانع ارتباط دلها شود.
هوش مصنوعی: من دردی در دل دارم که از عشق و بیپولی رنج میبرم و افسوس که هیچکس دل و جان مرا درک نمیکند.
هوش مصنوعی: اگر ذات تو سرشار از خوبی و مهر است، پس چرا با ما ظلم و ستم میکنی و با دیگران اینگونه بیرحم و سختگیر هستی؟
هوش مصنوعی: نه درود و احوالی از کسی میبینم، نه کلامی برای دل واقعی وجود دارد. از آن گل دهان هیچ خبری نیست.
هوش مصنوعی: ناتوانی و شکست تو مانند یک تصویر در آب است، پس به دنیا و آنچه زودگذر است امیدی نبند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
لب هیچ و دهان هیچ و کمر هیچ و میان هیچ
چون بید ندارد ثمر آن سرو روان هیچ
اندیشه جمعیت دل فکر محال است
شیرازه نگیرد به خود اوراق خزان هیچ
در چشم جهان ریخت نمک صبح قیامت
[...]
در پرده شکایت ز تو داریم و بیان هیچ
زخم دل ما جمله دهانست و زبان هیچ
ای حسن گر از راست نرنجی سخنی هست
ناز این همه یعنی چه؟ کمر هیچ و دهان هیچ
در راه تو هر موج غباری ست روانی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.