نسرین به چمن برندمد گر بدن این است
از غنچه صبا دم نزند گر دهن این است
یک دیده جلا یافته از نکهت یوسف
صد دیده کند روشن، اگر پیرهن این است
خال از خم آن زلف نمودی و نهفتی
بنما که جگر خون کن مشک ختن این است
گرد سر آن طره، چمن سیر تذروی
پر میزد و می گفت: غریبان، وطن این است
بی باده حزین از می گفتار تو مستیم
پیمانه بپیما که شراب کهن این است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عاشقانه و زیبایی معشوق اشاره دارد. شاعر تحت تاثیر زیبایی نسرین و معشوقش است و نشان میدهد که زیبایی آنها چنان است که حتی از گل و غنچه نیز فراتر میرود. او به زیبایی چهره و زلف معشوق پرداخته و تأثیرات آن را بر دل و جان خود توصیف میکند. همچنین اشاره شده که معشوق تنها میتواند با وجودش حال عاشق را خوب کند و او در دنیایی از غم و اندوه، از می و باده و کلام معشوق به «مستی» میرسد. شعر به طور کلی زیبایی و عشق و تاثیر آن بر روح و احساس انسان را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: اگر نسرین را به باغ ببرند، آیا بدنت به زیبایی گلبرگها خواهد بود؟ و اگر چنین است، چرا نسیم صبح نمیوزد و باز نمیشود؟
هوش مصنوعی: اگر یک دیده از زیبایی یوسف روشن شود، میتواند صد چشم را روشن کند، اگر این فقط پیراهن او باشد.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه خال زیبای تو را از میان آن حلقه زلف پنهان کردی، حالا خواهش میکنم آن را نشان بده که این زیبایی، دلم را به شدت میسوزاند.
هوش مصنوعی: به دور آن موهای زیبا، گلهای چمن به پرواز درآمده و به تماشاچیان میگویند: ای بیگانهها، اینجا وطن ماست.
هوش مصنوعی: بیخیالی و اندوه از سخن تو ما را سرمست کرده است. ای پیمانهدار، بیا و پیمانه را پر کن که این شراب قدیمی همین است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.