گنجور

شمارهٔ ۲۰۶

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

لب از خون تر کنم گر ساغری نیست

خوشم با ناله گر رامشگری نیست

چه شد کافتاده ام دور از بر تو؟

تپیدن هست اگر بال و پری نیست

دماغ آشفته عشق است عالم

تهی از شور این سودا سری نیست

محیط موج خیز کبریا را

به غیر از دل، گرامی گوهری نیست

دل افسردهام در سینه خون شد

غم آشامانچه سازم؟ دلبری نیست

اگر پروانهٔ شمعم وگر گل

تویی مقصود جانم، دیگری نیست

بنای دین و دل شد دیر بنیاد

سپاه غمزهٔ غارتگری نیست

اگر داری ترحم بر اسیران

به دست دل ز من عاجزتری نیست

قدم مگذار بی پروا به خاکم

کف خاکسترم، بی اخگری نیست

سلامت طعنه بر اسلام دارد

به خون ریزی نگاه کافری نیست

به خوبان جهان ورزیده ام عشق

وفا آموز عاشق پروری نیست

حزین از کعبهٔ اسلام باز آی

حرمگاه صنم را آزری نیست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن