گنجور

شمارهٔ ۲۰۰

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

زانرو که زد به بلبل پرشور، پشت دست

تا حشر می گزد، گل مغرور، پشت دست

در کوی عشق، پا به ادب بر زمین گذار

این بیشه، شیر می خورد از مور پشت دست

دیشب به زور جام ادب سوز عاشقی

زد مستیم، به ساغر منصور پشت دست

از فیض فقر، می زند امروز مدتی ست

کشکول ما، به کاسهٔ فغفور، پشت دست

چشم تو در بهشت ز مژگان پر غرور

مستانه می زند به صف حور، پشت دست

طالع نگر که نیست به دست نگاه من

مستانه دیدنی ز تو مستور، پشت دست

موسی کشد خجل، ید بیضا در آستین

بیند ز شمع من، اگر از دور پشت دست

یا رب به کیش کیست بت ما که می زند

بر مست پشت پا و به مخمور پشت دست؟

از پایداری مژهٔ خون فشان حزین

زد قطره ام به قلزم پرشور پشت دست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط