زانرو که زد به بلبل پرشور، پشت دست
تا حشر می گزد، گل مغرور، پشت دست
در کوی عشق، پا به ادب بر زمین گذار
این بیشه، شیر می خورد از مور پشت دست
دیشب به زور جام ادب سوز عاشقی
زد مستیم، به ساغر منصور پشت دست
از فیض فقر، می زند امروز مدتی ست
کشکول ما، به کاسهٔ فغفور، پشت دست
چشم تو در بهشت ز مژگان پر غرور
مستانه می زند به صف حور، پشت دست
طالع نگر که نیست به دست نگاه من
مستانه دیدنی ز تو مستور، پشت دست
موسی کشد خجل، ید بیضا در آستین
بیند ز شمع من، اگر از دور پشت دست
یا رب به کیش کیست بت ما که می زند
بر مست پشت پا و به مخمور پشت دست؟
از پایداری مژهٔ خون فشان حزین
زد قطره ام به قلزم پرشور پشت دست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق، حال مستی و زیبایی می پردازد. او با استفاده از تصاویری چون بلبل، گل و حور، احساسات عمیق و شور عشق را به تصویر میکشد. شاعر به ادب و تواضع در عشق اشاره میکند و به زرق و برق دنیا و فقر معنوی نیز اشاره دارد. در نهایت، او به حالاتی از خجالت و حیرت اشاره میکند که عشق و زیباییهای پرشور را در دسترس او قرار نمیدهند. شعر به ماهیت پیچیده و افسونگری عشق و زیبایی معشوق پرداخته و احساسات مرغوبی را در دل خواننده ایجاد میکند.
هوش مصنوعی: به همین دلیل که بلبل پرشور به سبب عشق به گل، در حالی که دستش را به گل زده، به شدت غمگین و ناراحت است و گل مغرور نیز او را نادیده گرفته و به او توجهی نمیکند.
هوش مصنوعی: در محیط عشق، با احترام و ادب قدم بگذار. اینجا در این جنگل، یک شیر (که نماد قوا و قدرت است) از دست مور (که نماد ضعف و حقارت است) غذا میخورد.
هوش مصنوعی: دیشب با زحمت و سختی، عشق را در وجودم شعلهور کردم و تحت تأثیر آن حالتی از سرمستی به دست آوردم و از عطر وجود منصور بهرهمند شدم.
هوش مصنوعی: از برکات فقر، امروز مدتی است که کشکول ما به کاسهٔ فغفور میچسبد و پشت دست ما قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: چشم تو با زیبایی و جذابیت خاصی، مانند مستانی در بهشت، به صف حوریان نگاه میکند و حسی از شادی و شگفتی را منتقل میکند.
هوش مصنوعی: بنگر که سرنوشت و تقدیر در کنترل من نیست. آنچه از تو مخفی و پنهان است، به طرز شگفتانگیزی قابل دیدن نیست.
هوش مصنوعی: حضرت موسی وقتی که در دستش عصایش را میبیند و قدرت خداوند را در آن حس میکند، خجالت میکشد و اگر از دور به پشت دستش نگاه کند، به یاد میآورد که روشنایی و نور من مانند شمعی در دل شب است.
هوش مصنوعی: ای خدا، بت ما چه کسی است که به ما ضربه میزند و در عین حال ما را به مستی و غفلت میکشاند؟
هوش مصنوعی: چشمهای پرآب و زار من که به شدت میگریند، به قدری غمگین و دردمند است که اشکهایم شبیه دریاهایی طوفانی میشوند. این احساس قوی من، در کنج دستانم نمایان شده و نشان از عمق اندوهم دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر کس فشاند بر من پر شور پشت دست
از جهل زد به خانه زنبور پشت دست
یابد چگونه راه در آن زلف دست ما؟
جایی که شانه می گزد از دور پشت دست
چون روی دست گل شود از زخم خونچکان
[...]
زآن شوخ دید تا دل ناسور پشت دست
زد از تپش به مرهم کافور پشت دست
از نازکی نگار شود روی دست او
گر تند بیندش کسی از دور پشت دست
پرخار حسرتیم، بما دست رد منه
[...]
آن شوخ اگر نمایدش از دور پشت دست
در پیش او نهد به زمین حور پشت دست
خوردم هزار نیش و نشد نوش حاصلم
تا کی نهم به خانه زنبور پشت دست
بر سایلان کریم حقارت نمی کند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.