گنجور

 
حزین لاهیجی

پیغام غنچه با دم مشکل گشای کیست؟

بوی گل گسسته عنان در هوای کیست؟

بر گرد اوست کعبه و بتخانه در طواف

دولتسرای دل حرم کبریای کیست؟

سنبل به بر، بنفشه در آغوش می کشد

این نکهت از بهار خط مشکسای کیست؟

ز افغان شکیب نیست در آتش سپند را

مهر زبان دل، نگه سرمه سای کیست؟

از دور، سیل حادثه بوسد زمین عجز

محکم اساس عشق، ندانم بنای کیست؟

هر دل که هست، لاله صفت داغدار اوست

بیگانه خوی ما به جهان، آشنای کیست؟

انگشت شاخه ها به شهادت بلند شد

گل سایه پرور کف معجزنمای کیست؟

ما تشنه لب، ز آتش حسرت فسرده جان

یاقوت جانفزای تو آب بقای کیست؟

خون در دلم ز جلوهٔ گل جوش می زند

باغ و بهار آینه دار لقای کیست؟

کام حزین خسته به یک نوشخند داد

این مرحمت ز غنچهٔ رنگین ادای کیست؟