گنجور

شمارهٔ ۱۸۱

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

زان پیشتر که باده به پیمانه آشناست

چشم ترم به گریهٔ مستانه آشناست

چون مردمک، نمی رود از دیده خال تو

مرغ نگاه من، به همین دانه آشناست

روی نیاز، چون گل رعنا دو رنگ نیست

یکسان دلم به کعبه و بتخانه آشناست

عادت به سخت رویی ایام کرده ایم

با سنگ کودکان، سر دیوانه آشناست

بیگانه است در نظرم دور آسمان

چشمم همین به گردش پیمانه آشناست

در آتشم ز نسبت شمشاد با قدت

در غیرتم که زلف تو با شانه آشناست

گرد خط از رخت ننشیند به آب تیغ

این بوستان، به سبزهٔ بیگانه آشناست

چون شمع، زنده ایم حزین از حدیث عشق

ما را زبان به گرمی افسانه آشناست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.