گنجور

شمارهٔ ۱۵۷

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

ساقی از ورع کیشان، مطرب از خموشان است

بی صفاتر از مسجد، بزم دردنوشان است

چاک پیرهن بگشا، قبلهٔ نیاز من

کعبه در سر کویت، از پلاس پوشان است

چنگ عاشقان ساز است، نغمهٔ عبث چه زنی؟

بس کن این خراشیدن، سینه ام خروشان است

منزلت دربن کشور، فرع لاف بی معنیست

آدم از بها افتاد، مفت خود فروشان است

چین جبهه واکردی، عیش عاشقان خوش باد

خنده از لبت گل کرد، عید باده نوشان است

مطرب نفس مشکین، پرده پست تر بردار

مفتی صلاح آیین، از درازگوشان است

خرقه دوش را بار است، رهن باده کن زاهد

غنچه در گلستان ها، از سبو به دوشان است

پیر خانقاه من، مست و پای کوبانی

سر بده قدح بستان، کوی می فروشان است

جوش می خروش نی، گر مکرّرت باشد

نالهء حزین بشنو، دل ز خوش سروشان است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify