بر دست کس افتد چو تو یاری نه و هرگز
در دام کسی چون تو شکاری نه و هرگز
روزم سیه است از غم هجران بود آیا
چون روز سیاهم شب تاری نه و هرگز
در بادیهٔ عشق و ره شوق رساند
آزار به هر پا سر خاری نه و هرگز
گردون ستمگر کند این کار که باشد؟
یاری به مراد دل یاری نه و هرگز
در خاطر هاتف همهٔ عمر گذشته است
جز عشق تو اندیشهٔ کاری نه و هرگز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ابراز غم و اندوه شاعر از عشق ناکام و فراق میپردازد. شاعر میگوید که هیچکس مانند معشوقش دستیار و یاری نخواهد بود و در زندگیاش هیچ چیز به تلخی روزهای فراق نمیرسد. او به یادآوری میآورد که در مسیر عشق، همواره با مشکلات و دردسرها مواجه بوده است و در نهایت بیان میکند که تنها دغدغهاش عشق معشوقش بوده و غیر از آن هیچ اندیشهای در سر نداشته است.
هوش مصنوعی: اگر کسی بر دست تو بیفتد، تو یاری نخواهی کرد و هرگز در دام انسانهایی مانند تو نخواهی افتاد.
هوش مصنوعی: روزم در غم دوری بسیار تاریک و غمگین است. آیا در این روز سیاه، شب نیز تاریک و بدون نور است و هیچگاه تغییر نمیکند؟
هوش مصنوعی: در مسیر عشق و اشتیاق، هر کسی دچار سختی و درد میشود و این تجربه همیشگی است، مثل خارهایی که در پا فرو میرود و هیچگاه تمام نمیشود.
هوش مصنوعی: آسمان ستمگر چه کار میکند؟ هیچ کمکی به تحقق آرزوها و خواستههای دل نمیکند و هرگز هم نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: در ذهن من طی تمام عمر، فقط یاد تو باقی مانده است و هیچ فکر دیگری در آنجا وجود ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آید به برم چون تو نگاری نه و هرگز
تازد به سرم چون تو سواری نه و هرگز
عمری پی یک بوسه اگر رو به تو آرم
هرگز گذرد بر لبت آری نه و هرگز
کارم چه بود عشق تو و باز غم دل
[...]
بوده است ترا داغ نگاری نه و هرگز
دل برده ز تو لاله عذاری نه و هرگز
تا زلف تو شد دام به دام تو فتاده
لاغرتر از این صید شکاری نه و هرگز
با آنکه به راهش سر من خاک شد آن شوخ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.